> نما

چه آسان است مرگى كه در راه رسیدن به عزت و احیاى حق باشد ، مرگ عزتمندانه جز زندگى جاوید و زندگى ذلیلانه جز مرگ همیشگى نیست . 220

ایمان بنده مومن کامل نمیشود، مگر اینکه در او چهار خصلت باشد :

1 - اخلاقش نیکو باشد . 2- بخشنده باشد . 3- از گفتن حرف های غیر ضرور خودداری کند . 4 - زیادی مالش را انفاق کند . 78

کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد میکند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید میکند.189

نیاز مردم به شما از نعمتهای خدا بر شما است ، از این نعمت خسته و بیزار نباشید . 12

بـرحذر بـاشیـد از ستـم کـردن به کسـى که یـاورى جز خـداوند عزوجل ندارد،14

در بسیارى جاها، خاموشى یاورى نیكو است، هرچند سخنور باشى . 216

شكر تو بر نعمت گذشته ، زمینه ساز نعمت آینده است . 209

هیچ‌امری‌را نپذیر ، مگر آنكه‌خودت‌را شایسته آن بدانی.218

چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد .16

از نشانه هاى نادانى،جدل با بى فکران است.194

بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد.40

مرگ با عزّت، بهتر از زندگی ذلیلانه است.193

 

            

برای ملاحظه ماخذ و متن عربی احادیث، با عنایت به شماره های مذکور، اینجا مراجعه فرمایید .      





http://s8.picofile.com/file/8323343034/vafa.jpg


قرآن کریم :

به عهد و پیمان خود وفادار باشید، زیرا از پیمان ها سؤال خواهد شد .

أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلا . سوره اسراء ، آیه 34


نیکوکاران کسانی هستند که به عهد خود، هنگامی که عهد بستند وفا میکنند .

الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا . سوره بقره . بخشی از  آیه 177

 


پیامبر اکرم (ص) :

 كسی كه پایبند به  عهد و پیمان خود نباشد، دین ندارد .

لا دینَ لِمَن لا عَهدَ لَهُ. نهج الفصاحه . ص 676



حضرت علی (ع) :

بپرهيز از اينكه به مردم وعده دهی و تخلّف كنی... زيرا تخلف از وعده، موجب خشم خدا و مردم خواهد شد.

ایاك... ان تعدهم فتتبع موعدك بخلفك... و الخلف یوجب المقت عندالله و الناس

 بخشی از فرمان حضرت علی (ع)، به مالك اشتر . نهج البلاغه . نامه 53

 

وعده ای كه از وفا كردن به آن عاجزی، مده .

لا تَعِدْ بِما تَعْجِزُ عَنْ الْوَفَاءِ بِه . غررالحكم . ص 252


 يكى از نشانه هاى ايمان، وفاى به عهد است.

مِن دَلائلِ الإيمانِ الوَفاءُ بِالعَهدِ .  غرر الحكم . ۹۴۱۴


بهترين صداقت، وفاى به عهد است .

 أحسَنُ الصِّدقِ الوَفاءُ بِالعَهدِ .  غرر الحكم . ۳۳۲۷ 
 

 امام حسن (ع) :

انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود، و تا به وعده اش عمل نکند رها نخواهد شد.

المَسؤولُ حُرّ حَتی یَعِد ، وَ مُستَرِقُ المَسئولِ حَتی یَنجَز .
بحار الانوار ج75، ص 113 





http://s8.picofile.com/file/8322662950/shokr.jpg



معنای شکر :

شکر، اصطلاحی قرآنی و اخلاقی به معنای سپاسگزاری زبانی ، قلبی و عملی از نعمت‌های خداوند است .
 شکر، همراه با نوعی تعظیم، اعتراف و نیز یادآوری نعمت و اظهار آن میباشد .
شکر زبانی اعتراف گفتاری به نعمت، شکر قلبی دانستنِ نعمت از خدا، و شکر عملی اطاعت در رفتار و کردار از منعم یعنی خداوند است.
بنابر آیات قرآن، شکر به نفع خود انسان است و شکر یا ناسپاسی، هیچ نفع یا ضرری برای خداوند ندارد، زیرا خدا از انسان و افعال او  بی‌نیاز است.
بر همین اساس، شکر نعمت، باعث برکت و  زیاد شدن آن میشود.

مطالب بیشتر :
http://fa.wikishia.net/view/%D8%B4%DA%A9%D8%B1


قرآن کریم :

شکر نعمت خداوند را بجا آورید، اگر حقیقاً او را می‌پرستید .

 وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ .
 سوره نحل . آیه 114

اگر شکرگزار و مؤمن باشید، چرا خداوند شما را عذاب کند، خداوند شکر پذیر داناست .

ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ کانَ اللَّهُ شاکِراً عَليماً
سوره نساء . آیه 147



رسول اکرم (ص) :

سريع ترين گناهان در عقوبت، كفران نعمت است.

أَسرَعُ الذُّنوبِ عُقوَبةً كُفرانُ النِّعمَةِ. وسائل الشيعه. ج 11 ص 541
معنای کفران نعمت :
کفران نعمت آن است که شخص در مقابل نعمات الهی ،یا نعمت را در قلب خود بی اهمیت بشمارد . یا با زبان، سخنی بگوید که نشانه بی اعتنایی نسبت به نعمت و بی ارزش نمودن آن باشد . و یا گاهی در عمل به آن اهمیت ندهد و بجای استفاده درست و بجا از نعمت، آن را در مسیر غلط و نابجا استفاده کند .

توضیحات بیشتر :
http://wiki.ahlolbait.com/%DA%A9%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%86%D8%B9%D9%85%D8%AA.

رسول اکرم (ص) :

انسان شكرگزار چهار علامت دارد :
در وقت نعمت، شاكر
هنگام بلا، صابر
 به قسمت خدا، قانع
و تنها خدا را ستايش و بزرگداشت مي‌دارد.

علامةُ الشّاكِرِ اَربَعَةٌ: الشُّكرُ في‌النَّعماءِ وَ الصَّبرُ في‌البَلاءِ وَ القُنوعُ بِقِسَمِ اللهِ وَ لايَحمَدُ و لايُعظِّمُ الاّ اللهَ.
تحف‌العقول، ص 21



امام جواد (ع) :

تا زماني كه بندگان از شكرگزاری به درگاه خدا دريغ نمي کنند، ازدياد نعمت و تفضلات خداوند نيز از آنها دريغ نخواهد شد .

لايَنقطِعُ المزيدُ مِن اللهِ حَتّي يَنقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ العِبادِ. تحف‌العقول، ص ۴۸۰

روزى حضرت عیسى در مناجاتش با خداوند عرضه داشت:
پروردگارا دوستى از دوستارانت رابه من بنما .
خطاب رسید به فلان محل برو که ما را در آنجا دوستى است، مسیح به محل موعود رفت . زنى را دید که نه چشم دارد و نه دست و نه پا، روى زمین افتاده و زبانش مشغول به این ذکر است:
 الحمدلله على نعمائه و الشکر على آلائه
خدا را بر نعمتهاى ظاهریش سپاس و بر نعمتهاى باطنیش شکر.
آن حضرت از حالت آن زن شگفت زده شد . پیش رفته و به او سلام کرد .
زن گفت: علیک السلام یا روح الله! فرمود، اى زن تو که هرگز مرا ندیده اى، از کجا شناختى من عیسى هستم، زن گفت: آن دوستى که تو را به سوى من دلالت کرد برایم معلوم نمود که تو روح الله هستى . حضرت عیسی گفت:
 اى زن تو از چشم و دست و پا محرومى و اندامت تباه شده است . زن گفت: خدا را ثنا میگویم که دلى ذاکر و زبانى شاکر و تنى صابر دارم، خدا را به وحدانیت و یگانگى یاد میکنم که هرچه را میتوان با آن معصیت کرد، از من گرفت است . اگر چشم داشتم به نامحرم نظر میکردم، اگر دست داشتم به حرام آلوده میشدم و اگر پا داشتم دنبال لذات نامشروع میرفتم و معلوم نبود چه عاقبتى داشته باشم .

این نعمتى که خدا به من داده به احدى از بندگانش نداده است.

منبع:خزینه الجواهر ،صفحه ۳۱۸



شکر بر عافیت

نداند کسی قدر روز خوشی                  مگر روزی افتد، به سختی کشی

زمستان درویش، در تنگ سال             چه سهل است، پیش خداوند مال

سلیمی که یک چند نالان نخفت                   خداوند را شکر صحت نگفت

چو مردانه ‌رو باشی و تیز پای                      به شکرانه، با کند پایان بپای

به پیر کهن، بر ببخشد جوان                               توانا کند رحم بر ناتوان

چه دانند جیحونیان قدر آب                            ز واماندگان پرس، در آفتاب

عرب را که در دجله باشد قعود                     چه غم دارد از تشنگان زرود

کسی قیمت تندرستی شناخت          که یک چند بیچاره، در تب گداخت

تو را تیره شب، کی نماید دراز                که غلطی ز پهلو به پهلوی ناز؟

براندیش از افتان و خیزان تب                     که رنجور داند ، درازای شب

به بانگ دهل خواجه بیدار گشت     چه داند شب پاسبان، چون گذشت؟

 سعدی
کتاب بوستان، باب هشتم





http://s9.picofile.com/file/8322348718/valedain.jpg


و خدای تو حکم فرموده که، هیچ کس را جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید، اگر هر دو یا یکی از آنها به پیری برسند، زنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند مگو و کمترین آزار به آنان مرسان و با ایشان با احترام و بزرگوارانه سخن بگو، و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان بگستران و بگو  :
پروردگارا، به پدر و مادرم رحمت و مهربانی فرما، آنگونه که آنان مرا در کوچکی تربیت کردند

وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمً .وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا .

قرآن مجید، سوره اسراء. آیات 23 و  24



پیامبر خدا (ص) فرمودند :

هر فرزند نیکو کاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند، در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول به او داده میشود. سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟
فرمودند : آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.

قال رسول الله(ص) :
ما ولد بار نظر الی ابویه برحمة الا کان له بکل نظرة حجة مبرورة. فقالوا: یا رسول الله و ان نظر فی کل یوم مائة نظرة؟ قال: نعم، الله اکبر و اطیب.

بحار الانوار، ج 74، ص 73



پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :
دو كار است كه خداوند در همين دنيا كيفرش را مى دهد : تعدّى كردن و نافرمانى والدين.
اِثنَتانِ يُعَجِّلُهُما اللّه ُ في الدُّنيا : البَغيُ و عُقوقُ الوالِدَينِ .  كنز العمّال : ۴۵۴۵۸



امام على ( ع ) :
بزرگترين و مهمترين تكليف الهى، نيكى به پدر و مادر است .
 بِرُّ الوالِدَينِ أكبَرُ فَريضَةٍ . غرر الحكم : ۴۴۲۳



امام باقر (ع) :

در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است :

1 - ادای امانت، به نیکوکار و فاسق.

2 - وفای به عهد و پیمان، نسبت به نیکوکار و فاسق.

3 - نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق و لا ابالی.

ثلاث لم یجعل الله (عز و جل) لاحد فیهن رخصة، اداء الامانة الی البر و الفاجر و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا او فاجرین.

بحار الانوار، ج 74، ص 56

امام صادق (ع) فرمودند :
برترين كارها عبارتست از:
1 ـ نماز در وقت 2 ـ نيكى به پدر و مادر 3 ـ جهاد در راه خدا.

 قَالَ الصّادِقُ عليه السلام: اَفْضَلُ الْأَعْمالِ اَلصَّلاةُ لِوَقْتِها، وَبِرُّ الْوالِدَيْنِ وَالْجِهادُ فِى سَبيلِ اللّهِ.
بحارالأنوار، ج 74، ص 85



امام هادى عليه السلام :  
نافرمانى والدين، تنگدستى مى آورد و به ذلّت مى كشاند.
العُقوقُ يُعقِبُ القِلَّةَ ، و يُؤَدّي إلَى الذِّلَّةِ . بحار الأنوار : ۷۴/۸۴/۹۵

مرحوم آیت اللّه مرعشى نجفى (ره)، از مراجع بزرگ تقلید که در طول حیات، توفیقات بزرگی نصیب ایشان شد، یكى از مهمترین عوامل توفیقات خود را از بركت محبت و سپاس از پدر و دعاى والدین دانسته، و در خاطرات خود می‏گویند :

زمانى كه در نجف بودیم، یك روز مادرم فرمودند:
 پدرت را صدا بزن، تا براى صرف ناهار تشریف بیاورند. حقیر به طبقه بالا رفتم و دیدم پدرم در حال مطالعه خوابشان برده است.
مانده بودم چه كنم، از طرفى می‏خواستم امر مادرم را اطاعت كنم و از سوى دیگر می‏ترسیدم با بیدار كردن پدر، باعث رنجش خاطر او گردم، خم شدم و لبهایم را كف پاى پدر گذاشتم و چندین بوسه برداشتم، تا اینكه در اثر قلقلك پا، پدرم از خواب بیدار شدند و وقتى این علاقه و ادب و كمال احترام را از من دیدند فرمودند :
شهاب الدین تو هستى؟ عرض كردم بله آقا؛ دو دستشان را به سوى آسمان بالا برده و فرمودند :
خداوند عزتت را بالا ببرد و تو را از خادمین اهل بیت (ع) قرار دهد.
حضرت آیة اللّه مرعشى نجفى مى‏فرمودند، من هرچه دارم از بركت آن دعاى پدرم مىباشد.

کتاب شهاب شریعت، ص 134



معروف است که اویس قرنی از اهالی یمن ، فوق العاده به رسول اللَّه (ص) علاقه مند بود و  دلش میخواست توفیق زیارت آن حضرت را پیدا کند، ولی مادر پیری داشت که به او اجازه سفر نمی داد.
به هر حال، مادر خود را راضی کرد تا به او اجازه دهد برای زیارت پیغمبر(ص) از یمن به مدینه بیاید. منتها مادرش با او شرط کرده بود که بیش از نصف روز، در مدینه نماند .
به مدینه که رسید، موفق به زیارت پیامبر (ص) نشد، ولی با همه اشتیاقی که به زیارت ایشان داشت به خاطر اطاعت از فرمان مادر، به یمن بازگشت.
وقتی رسول اکرم (ص)، به مدینه تشریف آوردند فرمودند :
اين نور كيست كه در اين خانه تابيده؟ گفتند شتربانى كه اويس نام داشت به اينجا آمد و بازگشت. فرمودند :
 آرى اويس در خانه ما اين نور را به هديه گذاشت و رفت . من از اینجا بوی اویس قرنی را که بوی بهشت است استشمام می کنم .
منتهی الامال، ج 1





http://s8.picofile.com/file/8319828676/ekhlas.jpg


اخلاص، به معنای پاک کردن نیّت از غیر خدا و انجام دادن عمل، تنها برای خدا می‌باشد

قرآن کریم

بگو من خدای را می پرستم و دینم را خاص و خالص برای او می گردانم

قُلِ اللّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دینی
سوره زمر آیه 14


خداوند را از روی اخلاص بخوانید و در هر عبادتی به سوی او  رو بیاورید. .                       

وَ ادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ .
 سوره اعراف . قسمتی از آیه 29

بگو همانا نماز من، عبادات من، زندگى من و مرگ من براى خداوند، پروردگار جهانيان است.

قُلْ إِنَّ صَلاتي‏ وَ نُسُکي‏ وَ مَحْيايَ وَ مَماتي‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ .
 سوره انعام . آیه 162

حدیث

پيامبر اکرم (ص) :

خداوند عملي را که در آن  ذره ای از ريا باشد نمی پذیرد

إنَّ الله لايَقبَلُ عَمَلاً فيهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِن رياءٍ،

هر حقّى را حقيقتى است و بنده به حقيقت اخلاص نرسد، مگر آنگاه كه دوست نداشته باشد در برابر كارى كه براى خدا مى كند، تمجيد و ستايش شود .

إنَّ لِكُلِّ حَقٍّ حَقيقةً ، و ما بَلغَ عَبدٌ حقيقةَ الإخْلاصِ حتّى لا يُحِبَّ أنْ يُحْمَدَ على شيءٍ مِن عَمَلٍ للّه ِ .


امام علی (ع) :

کاری که برای خدا باشد، رشد و نمو پیدا میکند .

مَآ كَانَ لِلّهِ يَنْمُوا .
نهج البلاغه فیض الاسلام : خطبه 89

همه اعمال انسان بر باد فنا می‌رود، جز آن عمل خالصی که برای خدا باشد .

اَلْعَمَلُ کُلُه هَباءٌ الّا ما اُخْلِصَ فيه . فهرست غرر . ص 92



اخلاص، عاليترين هدف است
الإخْلاصُ أشْرَفُ نِهايَةٍ .


 خوشا به حال آنكه عبادت و دعايش را براى خدا خالص گرداند و آنچه مى بيند، دلش را به خود مشغول نسازد و آنچه مى شنود، او را از ياد خدا غافل نكند و به سبب آنچه به ديگران داده شده، سينه اش را غم و اندوه نگيرد

طُوبى لِمَن أخْلَصَ للّه ِ العِبادَةَ و الدُّعاءَ ، و لَم يَشْغَلْ قَلْبَهُ بما تَرى عَيْناهُ ، و لَم يَنْسَ ذِكْرَ اللّه ِ بما تَسْمَعُ اُذُناهُ ، و لَم يَحْزَنْ صَدرُهُ بما اُعْطِيَ غَيرُهُ

موفقيت كارها به خالص كردن نيّت هاست .
في إخلاصُ النِّيّاتِ نَجاحُ الاُمورِ

اخلاص داشته باش ، تا كامروا شوى
أخْلِصْ تَنَلْ .

http://s9.picofile.com/file/8320014400/ekhlass.jpg

از علی آموز اخلاص عمل

از علی آموز اخلاص عمل                   شیر حق را دان منزه از دغل
در غزا بر پهلوانی دست یافت            زود شمشیری برآورد و شتافت
او خدو انداخت بر روی علی                      افتخار هر نبی و هر ولی
او خدو زد بر رخی که روی ماه         سجده آرد پیش او در سجده گاه
در زمان انداخت شمشیر، آن علی            کرد او اندر غزایش کاهلی
گشت حیران آن مبارز زین عمل     وز نمودن عفو و رحمت، بی محل
گفت: بر من تیغ تیز افراشتی              از چه افکندی مرا بگذاشتی؟
گفت: من تیغ از پی حق می زنم               بنده حقم نه مأمور تنم
شیر حقم، نیستم شیر هوا                فعل من بر دین من باشد گوا
خشم بر شاهان، شه و ما را غلام    خشم را هم، بسته ام زیر لگام
چون در آمد در میان غیر خدا                   تیغ را اندر میان کردم سزا

مثنوی معنوی، دفتراول، ص 229.







4+7

چهار کانال :

selected         https://t.me/selectedpic -1
2- https://t.me/haftweb             کشکول
3- https://t.me/haftwebs               تنوع
4- https://t.me/haftwebes              پیام 


هفت وب :

1 -  رسا  :              welinks.ir
2 - چراغ ها :       cheraghha.ir
3 - سخن گو  :          golgoe.ir
4 - نورنامه :       noornameh.ir
5 - کشکول :               has9.ir
6 - بینش  :               bnesh.ir
7 - منتخب :            selected.ir





بسم الله ...                          
بسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيْمِ

In the name of God, the Most Gracious, the Most Merciful

Look at what is being said, not who is saying it

                                        تصاویر و سخنان منتخب

بمنظور بهره مندی غیر فارسی زبانان، از احادیث، حکمت ها و سخنان منتخب، کانال   selected شامل 70سخن و تصویر منتخب، راه اندازی شده است
تاریخ تاسیس : 
1396/2/19
5/9/2017
                               آدرس کانال : https://t.me/selectedpic







یا الله
                                                          
                                                                                            قرآن کریم

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، خدا را بسيار ياد كنيد.
 
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا

قرآن کریم : سوره احزاب . آیه 41

آگاه باشید، با یاد خدا، دل ها آرامش مى یابد.

أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

قرآن کریم : سوره رعد . آیه 28


نماز را برای یاد من بپا دار .

و أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْري

قرآن کریم : سوره طه .  آیه 14



 ای کسانیکه ایمان آورده اید، اموال و فرزندانتان، شما را از یاد خدا غافل نکند و کسانیکه چنین کنند، زیان کارند .

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ

 قرآن کریم  :  سوره منافقون . آیه 9
 



       پیامبر اكرم (ص)
 

هر لحظه ای که بر فرزند آدم بگذرد و  او به یاد خدا نباشد، روز قیامت حسرتش را خواهد خورد .

ما مِن ساعَةٍ تَمُرُّ بِابن آدَمَ لَم یُذکَر اللهُ فیها إلّا حَسِرَ عَلَیها یَومَ القیامَةِ .نهج الفصاحه : ص 707 ، ح 2677


شخصی خدمت پیامبر اکرم (ص) عرض كرد :
دوست دارم كه خاص ترين بنده خداوند متعال باشم ـ
فرمودند :
خدا را فراوان ياد كن تا خاص ترين بنده خداوند متعال باشى .

قد سُئِلَ : اُحِبُّ أن أكونَ أخَصَّ الناسِ إلى اللّه ِ تعالى ؟  أكثِرْ ذِكرَ اللّه ِ تَكُن أخَصَّ العِبادِ إلى اللّه ِ تعالى . میزان الحکمه : ج4 . حدیث شماره  21006564

                                                 امام علی (ع)

کسی كه دل خویش را با دائم الذكر بودن آباد گرداند، خداوند افعال او را در نهان و آشکار، نيكو میگرداند .

مَنْ عَمَّرَ قَلبَهُ بِدَاوم الذِّكرِ حَسُنَتْ اَفْعالُهُ في السّرِّ و الجَهرِ. تصنيف غرر الحكم -ج 365


ياد خدا عقل را آرامش مىدهد، دل را روشن میكند و رحمت او را فرود مىآورد

اَلذِّكرُ يونِسُ اللُّبَّ وَ يُنيرُ القَلبَ و َيَستَنزِلُ الرَّحمَةَ . تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 189 ، ح
3633





                        http://s6.picofile.com/file/8259990834/welinks_ir2.jpg
یکی از دانشمندان، آرزوی زیارت آن حضرت را داشت و از عدم موفقیت خود، رنج میبرد. مدتها ریاضت کشید و آنچنانکه در میان طلاب حوزه نجف مشهور است، شبهای چهارشنبه به مسجد سهله میرفت و به عبادت میپرداخت، تا شاید توفیق دیدار نصیبش گردد.

مدتها تلاش کرد، ولی به نتیجه نرسید. سپس به علوم غریبه متوسل شد، چله ها نشست و ریاضتها کشید، اما باز هم نتیجه نگرفت .
ولی شب زنده داری ها و مناجات سحرگاهان، صفای باطنی در او ایجاد کرده، گاهی نوری بر دلش میتابید و حقایقی را میدید.
روزی در یکی از این حالات معنوی، به او گفته شد :
دیدن امام زمان (ع)، برای تو ممکن نیست، مگر آنکه به فلان شهر سفر کنی . به عشق دیدار، رنج این مسافرت توان فرسا را بر خود هموار کرد و پس از چند روز به آن شهر رسید. در آنجا نیز چله گرفت و به ریاضت مشغول شد .

روز سی و هفتم و یا سی و هشتم به او گفتند :
الان امام زمان (عج)، در بازار آهنگران، در مغازه پیرمرد قفل سازی نشسته اند، هم اکنون برخیز و به خدمت حضرت شرفیاب شو .
با اشتیاق ازجا برخاست و به دکان پیرمرد رفت. وقتی رسید، دید حضرت آنجا نشسته اند و با پیرمرد گرم گرفته، سخنان محبت آمیز میگویند. همینکه سلام کرد، حضرت پاسخ فرمودند و اشاره به سکوت کردند.
در اینحال، دید پیرزنی ناتوان و قد خمیده، عصا زنان آمد و با دستی لرزان، قفلی را نشان داد و گفت :
 اگر ممکن است برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من بخرید که به پول آن نیاز دارم. پیرمرد قفل را گرفت. نگاه کرد و دید بی عیب و سالم است، گفت : خواهرم این قفل دو عباسی (هشت شاهی) ارزش دارد. پول کلید آن، بیش از ده دینار نیست، شما اگر ده دینار (دو شاهی) به من بدهید، من کلید این قفل را میسازم و ده شاهی، قیمت آن خواهد بود!
پیرزن گفت : نه، به آن نیازی ندارم، اگر شما این قفل را سه شاهی از من بخرید، شما را دعا  میکنم.
پیرمرد با کمال سادگی گفت :
 خواهرم تو مسلمانی، من هم مسلمانم، چرا مال مسلمان را ارزان بخرم و حق کسی را ضایع کنم؟ این قفل اکنون هشت شاهی ارزش دارد، من اگر بخواهم منفعت ببرم، به هفت شاهی میخرم، چون من کاسب هستم و باید نفعی ببرم، یک شاهی ارزانتر میخرم . سپس پیرمرد هفت شاهی به آن زن داد و قفل را خرید.

همین که پیرزن رفت، امام زمان (عج) به من فرمودند :
آقای عزیز، این منظره را تماشا کردی ؟ اینطور شوید تا ما به سراغ شما بیاییم.
چله نشینی لازم نیست، به جفر متوسل شدن سودی ندارد. عمل سالم داشته باشید و مسلمان باشید تا من بتوانم با شما همکاری کنم. از همه این شهر، این پیرمرد را انتخاب کرده ام، زیرا این مرد، دیندار است و خدا را میشناسد، این هم امتحانی که داد.
از اول بازار، این پیرزن عرض حاجت کرد و چون او را محتاج و نیازمند دیدند، همه میخواستند ارزان بخرند و هیچ کس حتی سه شاهی خریداری نکرد، اما این پیرمرد آنرا به هفت شاهی خرید.

هفته ای بر او نمیگذرد، مگر آنکه به سراغ او میآیم و از وی دلجوئی و احوالپرسی میکنم.

برگرفته از : پایگاه اطلاع رسانی حوزه





مرد تاجری تصمیم داشت برای تجارت به سفر برود . به همین منظور خدمت امام صادق (ع) رسید و درخواست استخاره ای کرد، استخاره  بد آمد .  آن را نادیده گرفت و به سفر رفت . اتفاقا به او خوش گذشت و سود فراوانی هم برد ، اما ار آن استخاره در تعجب بود.
 
پس از مسافرت خدمت امام (ع) رسید و عرض کرد: یابن رسول الله! یادتان هست چندی پیش خدمت شما رسیدم، برایم استخاره کردید و بد آمد، استخاره ام برای سفر تجارت بود، به سفر رفتم، سود فراوانی بردم و به من خوش گذشت.
امام صادق (ع) تبسمی کردند و به او فرمودند:
در سفری که رفتی یادت هست در فلان منزل خسته بودی، نماز مغرب و عشایت را خواندی، شام خوردی و خوابیدی و زمانی بیدار شدی که آفتاب طلوع کرده و نماز صبح تو قضا شده بود؟
 
عرض کرد: آری، ای فرزند رسول خدا. حضرت فرمودند: اگر خدا دنیا و آنچه را که در دنیاست به تو داده بود جبران آن خسارت (قضا شدن نماز) نمی شد.
(کتاب هزار و یک نکته درباره ی نماز)




شیخ صدوق (ره) روایت می کنند :
حضرت امیر المومنین (ع) به مردی از قبیله بنی سعد فرمودند:  دوست داری از خودم و فاطمه برایت بگویم ؟
او گرامیترین و محبوبترین شخص نزد من و اهل بیت خود بود . آنقدر با مشک آب کشید که جای آن بر بدنش باقی ماند. آنقدر برای درست کردن آرد ، دست به آسیاب سایید که دستانش تاول زد . آنقدر آتش به زیر دیگ افروخت که جامه اش رنگ سیاهی و دود به خود گرفت.
این رنج ها به او آسیب رساند ، چنانچه به او گفتم :
اگر نزد پدرت می رفتی و از او خدمتکار طلب می کردی ، تو را از سختی این کار آسوده می ساخت .
لذا ، فاطمه (س) به محضر پیامبر (ص) رفت . جوانانی را گرد آن حضرت دید . حیا کرد و خواسته خود را نگفت و بازگشت . حضرت پیامبر (ص) فهمیدند که او به دنبال کاری آمده است.
فردای آن روز رسول خدا (ص) به سرای ما قدم نهادند، در حالیکه من و فاطمه در خانه بودیم. حضرت سه بار فرمودند: السلام علیکم. چون پیوسته رفتار و خوی پیامبر چنین بود که سه مرتبه سلام می فرمودند. اگر به ایشان اجازه می دادند، وارد می شدند وگر نه باز می گشتند.
جواب آن حضرت را دادم و گفتم علیکم السلام یا رسول الله بفرمایید.
حضرت آمدند و بالای سر ما نشستند. فرمودند:
فاطمه ، دیروز از محمد چه می خواستی؟
ترسیدم اگر پاسخ حضرت را ندهیم برمی خیزند، لذا گفتم: یا رسول الله به خدا سوگند فاطمه در خانه خیلی زحمت می کشد ، به همین خاطر آسیب دیده است. به او گفتم اگر نزد پدرت می رفتی و از او خدمتکار طلب می کردی تو را از سختی این کارها آسوده می ساختند.
پیامبر پاسخ دادند: می خواهید چیزی را به شما بیاموزم که از خدمتکار برای شما بهتر باشد؟
هرگاه به خوابگاه خود رفتید و خواستید بخوابید، سی و چهار مرتبه الله اکبر  ، سی و سه مرتبه الحمدلله و سی و سه مرتبه سبحان الله بگویید.

در این هنگام فاطمه (س) سه مرتبه فرمود: رضیت عن الله و رسوله ، من به آنچه خدا و رسولش بخواهند، خرسندم.


من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص ۲۱۱، ح ۳۲،





حضرت رسول (ص)

بزرگ ترین  و سرسخت‌ ترين دشمنان تو ،

نفس تو

است كه ميان دو پهلويت قرار دارد


بحارالانوار،‌ج67، ص  64



حضرت رسول (ص)

مجاهد کسى است که به خاطر خدا با نفْس خود مبارزه کند.


المُجاهِدُ مَنْ جاهَدَ نَفْسَهُ فی اللهِ ،.کنز العمّال، ح 11261



حضرت امام صادق (ع)

 فرمودند: پيامبر(ص) گروهی را به جنگ فرستادند که خودشان در آن جنگ حضور نداشتند . وقتی سپاه برگشت ، پيامبر(ص) به آنها خوش آمد گفتند و فرمودند: خوش آمدند گروهی که جهاد اصغر را به پايان رساندند، اما جهاد اکبر هنوز بر عهده آنهاست. سوال شد ، جهاد اکبر چيست؟ حضرت فرمودند. جهاد با نفس

امام صادق(ع) می‌فرمايند: «أَنَّ النَّبِيَّ (ص) بَعَثَ بِسَرِيَّةٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ» (بحارالانوار، ج‏19، ص 182)





                                                         
 کتاب كيمياي محبت، در مورد احوالات مرحوم شيخ رجبعلي خیاط (ره)، اثر آیت الله محمد محمدي ري شهري، می باشد:
توفیقات آن عارف جلیل القدر را میتوان با عنایت به محورهای ذیل در برداشتی شخصی، خلاصه نمود :
1 - شناخت ، محبت و عشق به خدا
2 - شناخت ، محبت و پیروی از اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین
3 -مراقبت و مبارزه مستمر با نفس
4 - اخلاص در عمل و کسب رضای خدا
5 - قناعت ، ساده زیستی و فریب دنیا را نخوردن
6 - احسان و خدمت بی منت و متواضعانه به خلق خدا
7- دعا و عبادت عالمانه و عارفانه
               






  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  
Powered By Rasekhoon.net